تعصب
● معنای تعصب
تعصب در لغت عرب از ریشه ”عصب“ به معنی رگ گرفته شده است و در گذشته هر نوع جانبداری به خاطر هم رگی و همبستگی را ”تعصب“ می نامیدند و اجتماعات خویشاوندی را که در میان قبایل مرسوم بود ”عصبهٔ“ می خواندند ولی اکنون این دو لفظ معنی اصیل و محدود خود را از دست داده است، اینجاست که گرایش های باطل و دور از منطق و عقل را ”تعصب“ می خوانند و به هر گروه و اجتماعی که (خواه در میان آنها پیوند خویشاوندی باشد یا نباشد) از چیزی بی دلیل و منطق طرفداری کند ”عصبه“ می گویند.
● آیاتی پیرامون تعصب
هنگامی که در قلب ها حمیت جاهلیت پروراندند (و نگذاشتند در عهدنامهٔ صلح حدیبیه کلمه بسم الله و رسول الله نوشته شود) پس پروردگار (در این هنگام) وقار و اطمینان خاطر را بر پیامبر خود و مؤمنان نازل فرمود و آنان را با کلمهٔ (اخلاص و مقام) تقوا ملازم کرد که آنها سزاوارتر (از دیگران) بر این مقام بودند و اهلیت آنرا داشتند و خداوند به همهٔ امور عالم و دانا است.
(اِذْ جَعَلَ الَّذینَ کَفَروُا فی قُلُوبِهِمُ الْحَمِیَّهَٔ حَمِیَّهَٔ الْجٰاهِلَّیهِٔ فَاَنْزَلَ اللهُ سَکینَتَهُ عَلیٰ رَسُولِهِ وَ عَلَی الْمُؤْمِنینَ وَ اَلْزَمَهُمْ کَلِمَهَٔ التَّقْویٰ وَ کٰانُوا اَحَقَّ بِهٰا وَ اَهْلَهٰا وَکٰانَ اللهُ بِکُلِّ شَیءٍ عَلیماً) (سورۀ فتح، آیهٔ ۲۶)
برای پیامبر (صلّی الله علیه وآله وسلم) و مؤمنین شایسته نبود که برای مشرکان (از خداوند) طلب آمرزش کنند هرچند از نزدیکانش باشند پس از آنکه بر آنها روشن شد که این گروه اصحاب دوزخند و استغفار ابراهیم برای پدرش (عمویش آزر) فقط بخاطر وعده ای بود که به او داده بود تا وی را به سوی ایمان جذب کند، هنگامی که برای او روشن شد که وی دشمن خدا است از او بیزاری جست چرا که ابراهیم مهربان و بردبار بود.