علل پیدایش اسراف دو عامل ذکر شده است :

1ـ عامل اخلاقی _ 2ـ عامل روانی

از جمله عوامل اخلاقی :

الف : ضعف ایمان است . مهمترین عاملی که انسان را درمقابل منکر مقاوم کرده و از افتادن در ورطه گناه باز می دارد ایمان است و شخصی که دچار اسراف شده بی تردید ایمان در قلب او آنگونه که باید قوت نگرفته است .
ب: پیروی از هوی نفس : « ان النفس لاماره بسوء الا ما رحم ربی »4
نفس انسان هماره انسان را به بدی می خواند مگر اینکه خدا رحم کند و شخص مسرف کسی است که مغلوب نفس اماره گشته است .
ج : کوته نظری : شخص مسرف گمان می کند هر چه پوشاک ، خوراک و وسایل زندگی اش در حد عالی باشد از ارزش و مقام بهتری در اجتماع و جلوی سایرین برخوردار است.
د: ریا : شخص مسرف برای نشان داددن خود یک سری خرجهای دهان پر کن ، بذل و بخششهای بی مورد که نه خود و نه دیگران نیازی به آن دارند انجام می دهد تا فقط به چشم بیاید .

و از جمله عوامل روانی :

الف : تجمل گرایی و تجمل پرستی
« حب الدنیا رأس کل خطیئه» فرد زیباییها را دوست دارد اما به حد افراط تا جایی که به مرحل پرستیدن و ستایش کردن می رسد . دوست دارد هر چیز زیبایی را که می بیند بخرد و آن را از آن خود می داند .
ب : الگوهای نادرست رفتاری و کرداری :
فرد به اسراف دچار می شود چون عملی مرسوم در خانواده است و یا تحت تأثیر اطرافیان چون دوستان و آَنایان و محیط پیرامون خود قرار گرفته و از آنان الگو برداری کرده است .
اسراف مذموم است و در دین اسلام هم نکوهش شده امام زمانی ترغیب به حذف این خصیصه در ما ایجاد خواهد شد که ضرورت آن بر ایمان ملموس و قطعی شود و آن میسر نخواهد بود تا زمانی که میزان
قبح عمل و عواقب سوء آن برایمان روشن گردد .

اسراف

کلوا و اشربوا ولاتسرفوا ان الله لا یحب المسرفین
بخورید و بیاشامید و اسراف نکنید همانا خدا اسرافکاران را دوست ندارد.
1

اسراف در فرهنگ لغات به معنای افراط ، فراخ رفتاری ،تلف کردن مال و ول خرجی کردن و یا در مهر مورد زیاده روی کردن را آورده اند.2
و اما درحرمت اسراف و مذموم بودن آن هیچ بحث و حرفی نیست ولی کلام در اینست که چگونه تشخیص دهیم زیاده روی کرده و اسراف نمودیم ، یا قدم به میانه و اعتدال گذارده ایم . علی ـ علیه السلام ـ راه تشخیص و تمیز آن را به ما نشان داده وبرای شخص اسرافکار سه نشانه ذکر می فرمایند : « طعامی که در خور او نیست می خورد ، لباسی که در خور او نیست می پوشد و متاعی که در خور او نیست می خرد.»3 بنابراین مهمترین عامل شتافت مرز و حد بین اسرافکار و شخصی که مسرف نیست شأن و موقعیت اقتصادی شخص است یعنی چناننچه خوراک ،پوشاک و نوسایلی که فرد استفاده می کند فراخور حال وی باشد اسراف نبوده و در غیر این صورت اسم فاعل اسراف در مورد او تحقق می پذیرد .

اسراف یکی از گناهان کبیره است که چون سایر گناهان برای مبارزه با آن ابتدا باید عوامل پیدایش آن را شناخت و پس از آن با آثار و عوماقب سوء آن آشنا شد .

اسراف